ارزیابی عملکرد



 

پسر کوچکی وارد داروخانه شد كارتني را به سمت تلفن هل داد. روي كارتن رفت تا دستش  به

دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره اي هفت رقمي.

مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش داد.پسرك پرسيد:خانم مي توانم خواهش

كنم كوتاه كردن چمن ها را به من بسپاريد؟

زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.

پسرك گفت: خانم من اين كار را نصف قيمتي كه او مي گيرد انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت: از

كار اين فرد كاملا راضي ام.

پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم

در اين صورت شما در يكشنبه زيبا ترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.

مجددا زن پاسخ منفي داد.

پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت گوشي را گذاشت.

مسئول داروخانه كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر از رفتارت خوشم

مي آيد، به خاطر اين كه روحيه ي خاص و خوبي داري،دوست دارم كاري به تو پيشنهاد بدهم.

پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم،‌من همان كسي هستم

كه براي اين خانم كار مي كند.

عملکرد شما باعث استحکام شما خواهد شد.


پوست های مفید



پرتغال

پوست پرتغال سرشار از ویتامین ث است و داروی سرما خوردگی است. اگر سرما خوردید، با کمک بزرگترها، پوست یک پرتغال رسیده را در سه لیوان آب بجوشانید؛ بعد آن را با عسل شیرین کنید و بنوشید. از پوست پرتغال برای تمیز کردن کیف و کفش چرمی تان و برق انداختن آنها نیز می توانید استفاده کنید.

سیب

سیب را همیشه با پوست بخورید؛ چون ویتامین موجود در پوست آن، از خود سیب بیش تر است . شما می توانید با پوست های خشک سیب یک چای مفید درست کنید و بنوشید. این جوشانده برای درمان چاقی و تب خال و برخی بیماری های دیگر مفید است. اگر روزانه یک قاشق مربا خوری گَرد پوست سیب را در یک لیوان آب حل کنید و بخورید، کلیه هایتان بهتر کار می کند.

لیموترش

پوست لیموترش هم ویتامین ث زیادی دارد. مقدار کمی پوست لیموترش را درمقابل آفتاب خشک و آسیاب کنید و هفته ای یکبار(یادتان باشد فقط هفته ای یکبار) دندان هایتان را با گَرد آن مسواک بزنید.این کار باعث سفیدی دندان ها و استحکام لثه ها می شود.
لیمو شیرین
اگر چای را با پوست لیمو شیرین یا پوست لیمو ترش دم کنید، سرفه را آرام می کند.پوست لیمو شیرین، برعکس پسرعموی ترش خود، برای اعصاب هم هیچ ضرری ندارد.

نارنج

پوست نارنج همه ی خواص پوست پرتغال را دارد. خوردن یک لیوان چای پوست نارنج جوشانده با یک قاشق مربا خوری عسل و دو قاشق غذا خوری عرق بهار نارنج، بی خوابی را برطرف می کند. چای پوست نارنج بهتر است دو ساعت قبل از خواب خورده شود.

نارنگی

از پوست نارنگی برای تهیه ی مربا و مزه دادن به انواع غذاها استفاده می کنند. پوست نارنگی شیرین تر از پوست بقیه ی مرکبات است .

انار

کسانی که دندان هایشان را می کشند، برای جلوگیری از خونریزی می توانند پوست انار را بجوشانند وآب آن را در دهان بچرخانندو سپس بیرون بریزند. همچنین اگر لثه ی کسی چرک کرد، می تواند تا رسیدن به مطب دندانپزشک کمی گرد پوست خشک شده ی انار را روی آن بپاشد.

موز

اگر لکه ی جوهری به انگشتتان خورد وخواستید آن را زود پاک کنید، قسمت داخلی پوست موز را روی لکه بمالید . فوری پاک می شود.

سرمایه ای گرانبها

کم سرمایه ای نیست ؛

داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند !


ولی ....

از آن بهتر داشتن آدمهاییست ،

که وقتی حالت را میپرسند ؛

بتوانی بگویی :

خوب نیستم ... !!



شباهت عجیب



هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است. مردمک و عنبیه و خط نوری که
به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد. تحقیقات نشان میدهد
که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.

 



وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چهار تا خونه میبینید که قرمزه و


دقیقا مثل قلب هستش که اون هم قرمزه و چهار تا بخش مجزا داره .


تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه .

 

 

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون
شبیه سلولهای خونی. امروزه تحقیقات نشون داده که
انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.


مغز گردو شبیه مغز انسان هستش. نیم کره راست و نیم کره چپ .
قسمت بالای مغز و پایین مغز. حتی چین خوردگی های و
پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد .
در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان
به مغز را گسترش میدهد.

سلیمان و مور



روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن
خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من
خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این
کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود
برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت:
خدایی را شکر می گویم که در راه عشق،
پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.

به کجا چنین شتابان؟؟؟

صداقت؟…. یادش گرامى…

غیرت؟….. به احترامش یک لحظه سکوت…

معرفت؟….. یابنده پاداش میگیرد…

مرام؟….. قطعه ی شهدا …

واقـــعــــا به کــــــجـــــــا چــــنـــــیـــــــن

شـــــتـــــابـــــا ن؟؟؟


السلام علیک یا بنت رسول الله





السلام علیک یا بنت رسول الله یا قرة عین النبی! به دیار خاک نشینان

خسته دل خوش آمدی! اعظم رسولان یار، منتظر قدومت بود تا بر دستان

زیبای تو گل بوسه بنشاند. ای حبیبه ی حق! به شبستان دیده ی شیعه

خوش آمدی! امروز کوچه های چشم و دیار دل را به مشکات شادی میلاد

نور، چراغان نموده ایم؛ چه خجسته لحظه ای که روح قیام و نور نماز و

طاووس بهشت، می دمد و می تابد و می خرامد از عرش برین به سوی

ساکنین خاک.

امروز آسمانیان، مکه را سپیده باران کردند. نسیم عنایت یار، کوچه های

صبح را آکنده ساخت. تبسم گلها فریاد عندلیبان مشتاق را برآورد. علت

آفرینش بر اهل اندیشه، آشکار شد. غنچه های بساط چمن در پای یاسمن

آل یاسین، شرم شکفتن دارند. امروز، قلم بر سجاده ی لوح، سر به سجده

نهاده و اشک اشتیاق می ریزد. از لبان برگ سبز و خورشید سماء، سرود

سرور می تراود. پروانه های ملکوت در کنار نهر وحی، سوره ی کوثر را تلاوت می کنند.

عطیه ی عرش را با هودج نور به بسیط خاک آوردند. آمد آنکه خاک قدومش

توتیای چشم انبیاست؛ آنکه آستانه سرایش بوسه گاه صالحین و صدیقین و

شهیدان است؛ آنکه ملتقای رسالت و ولایت است. آنکه امامت، ارمغان نگاه

آسمانی اوست.

سلام بر اسوه ی نسوان و انیس تنهایی علی. دل های اهل ایمان فدای پینه ی دستانش

اس ام اس روز زن

روز زن بر خواهرزن برادرزن پدرزن مادرزن سوزان آمپولزن پنبه زن بیلزن جرزن

زیرآب زن هم زن  و بادبزن مبارک باد!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی / توی روزگار غربت با غم دل آشنایی

مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن / مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ، سـرچشمه محبت و الطاف داور است

بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است ، بعد از خدا به سجده بود زآنکه مادر است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


درزیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است. مادر واژه ایست
سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
مادر،همه هستی من،عشق من،پناه من، و زندگی من است و اگر بی دینی نبود می گفتم:
مادر=خدای من است و اکنون نیز پس از خدا،دوم است.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم
رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم
می خورم که دوستت دارم .... مادر عزیزم روزت مبارک

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است
زیباترین خطاب “مادر جان” است
“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق
واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید
روزت مبارک مادر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دو موجود هستی گرامی تر است / یکی میهن و دیگرش مادر است
ستایش کنم زن که او مادر است / که مادر سزاوار زیب و زر است
تو ای مادر من نوای میهن من / کنم خواب در اغوشت ای سرور من


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به یاد می آورم لحظه های فراز را که :
صدای او اعتبارم می بخشید
و لحظه های نشیب را که اعتمادم
به یاد می آورم افرای افراشته ای را ، به یاد می آورم مادرم را

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت
عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. روز ولادت
حضرت زهرا را به شما همسر عزیز و مهربانم پیشاپیش تبریک میگویم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای مادر عزیز که جانم فدای تو / قربان مهربانی و لطف و صفای تو
تولد مظهر خلقت مبارک باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدگی نجات دهد !
روز زن مبارک !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی
تو زهرایی , تو زهرایی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همسرم عزیزم ، روز زن فرصتی برای ابراز عشق من به توست
و من با همه توانم صمیمانه تو را میبوسم و دوستت میدارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران
مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.
روزت مبارک مادر خوبم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ، تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی ، تو را دوست دارم و می ستایمت .
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت , رحمت و عزت می طلبم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست دارم همیشه همرنگ صداقت باشی .
روزت مبارک همسر عزیزم . تنها تکیه گاه منی دوستت دارم 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سرای احمد امشب رشک طور است / زمین و آسمان غرق سرور است
نهد پا در جهان دخت محمد-ص /  به راهش از جهان گلریز حور است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوش از سرور غیبم  / بر گوش دل ندا شد
گفتا زجای برخیز، / عالم پر از صفا شد
ظاهر فروغ زهرا-س /  از بیت مصطفی شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عالم شده معطر از گلشن خدیجه / خندد گل محمد در دامن خدیجه
آنان که دیده بستند از خدمت خدیجه / کی می توان ببینند این عزت خدیجه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز از چمن داور، یک غنچه نمایان شد / از یمن قدوم او عالم همه بستان شد
برخیز نما شادی، ایام سرور آمد / چون باز دری بر خلق از روضه ی رضوان شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته
مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیامبر اکرم-ص:
هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیستم ماه جمادی / این ندا دادی منادی
آمده هنگام شادی / فاطمه از مام زادی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شد جهان پرشور و غوغا / صفحه ی گیتی مصفا
بیت احمد طور سینا / پا نهد زهرا-س به دنیا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در زاد روز این پسر و مادر / شمس و قمر قرینه ی یکدیگر
مادر، بزرگ بانوی دین، زهراست  / فرزند او، خمینی روح الله است
مادر، چراغ روشن ایمان است / فرزند، روشنایی ایران است
از مهر مادر و خط این فرزند / یا رب به ما جدائی از آن مپسند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست
مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست
عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو بهترین گل، میان شهر گلهایی  تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره، گوئیا مهتابی
مادر خوبم ، روزت مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم . . .
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
*;%”*
*%;;%”*
*;%*;%”*.
*;*;%;*%*,
)i(
(   )

مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات !

اس ام اس روز معلم




دیروز میگفتم :
مشقهایم را خط بزن … مرا مزن
روی تخته خط بکش … گوشم را مکش
مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن
هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر
اما اکنون ..
مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان
.
.
.

معلم امانت داری است که امانت او غیر از همه امانت هاست، انسان امانت اوست
امام خمینی(ره)
* ای بزرگ امانتدار تاریخ، روزت مبارک باد.*
.
.
.

معلمی شغل نیست، عشق است،
اگر به عنوان شغل انتخابش کردی رهایش کن و اگر عشق توست، مبارک باد
(معلم شهید، محمدعلی رجایی)
.
.
.

در میان صدقه هایی که مردم می دهند، هیچ صدقه ای ارزنده تر از یاد دادن علم و دانش نیست
پیامبر اکرم(ص)
ای آینیه تمام نمای صداقت و محبت و ایثار هر روزت مبارک باد
.

.

اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده
.
.
.

در ملکوت، بانک بزرگی است که معلمان هر روز از آن حقوق فوق العاده میگیرند
.
.
.

در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من
.
.
.

آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست
.
.
.

با این گچ عشق تخته ی جانم زن
خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام
یک درس ز عشق جان ویرانم زن
.
.
.

بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد
اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .
.
.
.

ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس
ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس
ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی
روزت مبارک
.

.

آموزگارم ، تو باغبانی
می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی
با درسهایت دیو جهالت از من گریزد
اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی
من غرقه بودم در بحر غفلت
دستم گرفتی ای ناجی من،
من همچو قایق ، تو بادبانی
بر خوان ِ دانش من میهمانم
تو ای معلم ، خود میزبانی
کار تو باشد، ارشاد انسان
همکار ِ خوب ِ پیغمبرانی
.
.
.

معلم هدفت عشق است و ایثار
هزاران خفته از عشق تو بیدار
روزت مبارک
.
.
.

دبیر عزیزم . یاد تو همیشه در ذهنم .عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در وجودم
جاری است ، روزت مبارک . . .
.
.
.

تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ،
عشقی است آسمانی . . .
روزت مبارک
.
.
.

۱۰۰۰ گل سرخ تقدیم به معلم عزیزم که به من درس صبر و وفاداری آموخت .
و مرا در سرزمین دانش بارور ساخت . روزت مبارک . . .
.
.
.

ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )
هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .
.
.
.

مخصوص دبیر شیمی !
مهر شما ، گرافیت وجود مرا الماس کرد . من از با شما بودنم چیزی فراتر از استوکیومتری
زندگی و مولاریته شادیها آموختم . امیدوارم کلویید زندگی تان شفاف و معادلات زندگیتان
موازنه شده و محلول زندگیتان از عشق و محبت فراسیر شده باشد . با بیشترین درصد
خلوص دوستتان دارم و با بالاترین غلظت مولال ، روزتان مبارک !
.
.
.

وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد:
معلمینی که چون شمع می سوزند
تا پایان سال ۹۱ گازسوز خواهند شد
.
.
.

معلم پارچه ی لطیف زر بفتی است با تار محبت و پود علم. (دکتر سنگری)
*معلم عزیزم روزت مبارک*
.
.
.
معلمی شغل نیست، هنر است، ذوق است، ایثار است، عشق است و فداکاری
.: دانای عشق، روزت مبارک :.
.

.
پادشاهی پسر به مکتب داد
لوح سیمینش در کنار نهاد
بر سر لوح او نوشته به زر
جور استاد به ز مهر پدر
– روز معلم مبارک –

گاهی لازم است.............!

دو قطره آب که به هم نزدیک شوند ...

دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره ی بزرگ تر می دهند. اما دو تکه سنگ هیچ گاه با هم یکی نمی شوند پس هرچه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه امکان بزرگ تر شدنمان کمتر.

آب در عین نرمی و لطافت، در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است.سنگ پشت اولین مانع جدی می ایستد اما آب راه خود را به سمت دریا می یابد.

پس:

در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را در دل نرم و لطیف می باید جستجو کرد.

 گاهی لازم است کوتاه بیایی.

گاهی نمی‌توان بخشید و گذشت اما، می‌توان چشمان را بست و عبور کرد.

گاهی مجبور می‌شوی نادیده بگیری.

گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی.


خوشبختی


درسی از گاندی

گاندی رهبر فقید هندوستان با قطار در حال مسافرت بود ...

به علت بی توجهی، یک لنگه از کفشهای نو او، که به تازگی خریده بود از

پنجره ی قطار بیرون افتاد.

گاندی بلافاصله لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت.

مسافران دیگر با تعجب به او نگاه کردند و علت این کارش را پرسیدند.

او با لبخندی رضایت بخش گفت: "یک لنگه کفش نو برای من بی مصرف

است، ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند مطمئنا خیلی خوشحال

خواهد شد"

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی آنکه خود داشته باشیم،

دیگران را از آن برخوردار کنیم.


طنز



 آیا می دانید..


آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید


شیطان دچار درد شدید در سر میشود..


و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند!


و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..


و باعث در اغما رفتنش میشود..


و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ،
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟




اگه آقایون بودن چی کار می کردن؟



اگه آقایون بودن چی کار می کردن؟

بر بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است.
 اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:

افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند.
اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند.

فرمانده دشمن به قلعه پیام می فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است
 به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.

پس از کمی مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف،
موافقت می کند
 که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند
به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر
خود را کول گرفته و از قلعه خارج می شدند بسیار تماشایی بود.


به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چکار میکردن ؟


دستهایمان


دست همیشه برای زدن نیست ....

کار دست همیشه مشت شدن نیست .....


دست که فقط برای این کار ها نیست .....


گاهی دست میبخشد .....


نوازش میکند ..... احساس را منتقل میکند .....


گاهی چشمها به سوی دست توست .....


دستت را دست کم نگیر ........

سخت میگذرد!!




از شیخ ِ بهایے پرسیدند :

خیلے سخت مے گذرد ، چـه باید کرد ؟

شیخ مے فرماید :

خودت که مےگویے ، سخت مےگذرد ، سخت کــ ه نمےماند!

پس خـــدا را شکــر کــ ه مےگذرد و نمےماند ...

اس ام اس عاشقانه


تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .

.

.

.

من “تــــــو” را به دلم قول داده ام

نگذار بد قول شوم . . .

.

.

.

تقصیر دلم نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی ، با نمکی ، دو چشم زیبا داری . . . !

.

.

.

آه گراهام

کاش اختراع نمیکردی تلفنی را که زنگ نمیزند . . .

.

.

.

چقدر خوبه که بدونی یکی یه جایی داره

یه آهنگی رو فقط به یاد تو گوش میده . . .

.

.

.

گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر ز من برای دلت برگزیده ای

از من عبور می کنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای . . .

.

.

.

ز هجران تو پرپر می زند دل / ز دل تنگی به هر در می زند دل

چو بلبل در فراق رویت ای گل / به دیوار قفس سرمیزند دل . . .

.

.

.

آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . .

.

.

.

دیری است ندیده ام من الماس تنت / عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت

تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو / خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت

.

.

.

سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم ، عمرم بود  . . .

.

.

.

حرارت لازم نیست گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت . . .

.

.

.

این سخن در آسمان باید نوشت:

با تو در دوزخ مداوم ، بی تو هرگز در بهشت . . .

.

.

.

مصرعی از قلب من ، با مصرعی از قلب تو / شاه بیتی میشود در دفتر و دیوان عشق

.

.

.

فرقی نمیکنه که به اندازه دل یک گنجشک دوستت داشته باشم یا به اندازه دل فیل

مهم اینه که به اندازه یک دا دوستت دارم . . .

.

.

.

سخن ، آغاز گفتن نیست ، نگاهی میشود گاهی کلام اولین دیدار . . .

.

.

.

از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست / اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست . . .

.

.

.

سلام بر دل هایی که در کلاس انتظار غیبت نکردند . . . !

.

.

.

در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم

هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . .

.

.

.

زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . .

.

.

.

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

.

.

.

من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . .

.

.

.

قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند . . .

.

.

.

شال و کلاه می بافم با خیالت

 تا در سرمای نبودنت یخ نبندم . . .

.

.

.

۱۰۹۲۸۳۴۰۱۹۸۲۷۳۶۵۹۸۷۱۲۶۳۵۹۸۱۲۶۳۴۸۹۰۷۲۳۹۰۴۶۷۸۶۵۷۶

اینقدر دوست دارم !!!

.

.

.

لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو / تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو . . .

.

.

.

کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج

قطره ای از باران محبت بود . . .

.

.

.

آن شب که شد زندگی ما آغاز ، آغاز شد افسانه این سوز و گداز

دادند به ما دلی گفتند بسوز ، دیدند که  سوختیم گفتند بساز  . . .

تلنگر




 از یکی از یاران حضرت روح‌الله که هنوز نیز در قید حیات هستند، شنیدم زمانی که ایشان در فرانسه بودند، وقتی

عکاسی فرانسوی می‌خواست در حالی که ایشان پس از جلسه‌ای و خستگی ناشی از آن مقداری نان و پنیر

 
بخورند از ایشان عکس بگیرد، حضرت روح‌الله به او اجازه نمی‌دهند.


روح‌الله می‌گوید: «ما مرغ و کباب هم می‌خوریم، همیشه غذای ما که نان و پنیر نیست، لذا عکس نگیرید». قربان

آن امامی بروم که لحظه لحظه زندگانی‌اش اهل ملاحظه و تقوی بود.

نگارنده قصد سو برداشت از نیت افراد را ندارد. این متن صرفا یک اشاره یا تلنگر است، نخست نسبت به خود و

سپس به دوستان. دیگران که، بماند ... همین!.

قابل توجه بعضیا


اگه خاطرخواه زیاد داری ،

معنیش این نیست که فوق العاده بی نقصی ،

شاید خیلی ارزون قیمتی .

موضوع انشاء: نان حلال



نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید

همیشه دنبال نان حلال باشیم. مثل آقا تقی. آقاتقی یک ماست‌بندی دارد. او

همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی که در شیرها می‌ریزد و ماست

می‌بندد حلال باشد. آقا تقی می‌گوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش

بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و

بیراه نباشد.


دایی من کارمند یک شرکت است. او می‌گوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته

دل راضی شده، از او رشوه نمی‌گیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد. دایی‌ام می‌گوید:

من ارباب رجوع را مجبور می‌کنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه می‌گیرم!



عموی من یک غذاخوری دارد. عمو همیشه حواسش است که غذای خوبی به مردم

بدهد. او می‌گوید: در غذاخوری ما از گوشت حیوانات پیر استفاده نمی‌شود و هر چه

ذبح می‌کنیم کره الاغ است که گوشتش تُرد و تازه است و کبابش خوب در می‌آید. او

حتماً چک می‌کند که کره الاغ‌ها سالم باشند وگرنه آن‌ها را ذبح نمی‌کند. عمویم

می‌گوید: ارزش یک لقمه نان حلال از همه‌ی پول‌های دنیا بیشتر است!! آدم باید حلال

و حروم نکند. عمو می‌گوید: تا پول آدم حلال نباشد، برکت نمی‌کند. پول حرام بی‌برکت

است.



من فکر می‌کنم پدر من پولش حرام است؛ چون هیچ‌وقت برکت ندارد و همیشه وسط

برج کم می‌آورد. تازه یارانه‌ها را خرج می‌کند و پول آب و برق و گاز را نداریم که بدهیم.

ماه قبل گاز ما را قطع کردند چون پولش را نداده بودیم. دیشب می‌خواستم به پدرم

بگویم: اگر دنبال یک لقمه نان حلال بودی، پول ما برکت می‌کرد و همیشه پول

داشتیم؛ اما جرأت نکردم. ای کاش پدر من هم آدم حلال خوری بود


عشق آسمانی


 

مصطفی اومده بود خواستگاریم

مادرم بهش گفت:

" این دختر صبح ها که از خواب بلند میشه

در فاصله ای که دستش را شسته و مسواک می زنه

یه نفر تختش رو مرتب می کنه

لیوان شیر رو جلوی در اتاقش میاره

و براش قهوه آماده می کنه

شما می تونید چنین کاری کنید؟ "

مصطفی که خیلی آروم نشسته بود و به حرفای مادرم گوش می داد ، گفت:

" من نمی توانم برای دخترتان مستخدم بگیرم

ولی قول می دهم تا زنده ام ، وقتی بیدار شد

تختش را مرتب کنم

و لیوان شیر و قهوه را برایش آماده کنم"

تا وقتی شهید شد این کار رو می کرد

خودش قهوه نمی خورد

اما چون می دانست ما لبنانی ها به قهوه خوردن عادت داریم ، درست می کرد

وقتی هم منعش می کردم ، می گفت:

" من به مادرتان قول دادم تا زنده ام این کار رو برای شما انجام بدهم"

راوی: همسر شهید مصطفی چمران

دلم اما ورودی باب الجواد می خواهد!


 

حتما قرار شاه و گـــــــدا هست یادتان 

 
آری همان شبی که زدم دل به نامتان  


مشــهد ،حــرم ، ورودی باب الجــوادتان 


آقــــا عجیب دلـــــــــــم گرفته برایتان

شوخی عمر با امام علی(ع) و جواب دندان شکن حضرت با او


روزی ابوبکر و عمر ، دو طرف حضرت علی علیه السلام راه می‌رفتند چون قد آن دو نفر

کمی بلندتر از آن حضرت بود، عمر جملاتی را به شوخی و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت

گفت: اَنت فی بَینِنَا کَنُونِ « لَنا».



علی! تو در میان ما، مثل حرف " نون" در "
لنا" هستی. حضرت علی علیه السلام بلافاصله


پاسخ داد که : اِن لَم اَکُن اَنا اَنتُم « لا». یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید چون "لا" یعنی

"هیچ".

بودنت



هــــــــی تــــــــــــو !

از اینکه امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش


تیتر اول روزنامه امروز....


کاغذ باطله فرداست...



          http://bazarkhabar.ir/Picture/20120808105631_%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%88%D9%8A%D9%86.jpg


عاشقانه


قندان خانه را پر کردم از حرف هایت …


تو که میدانی …


من چای تلخ دوست ندارم …


هوس فنجانی دیگر کرده ام …


کمی بیشتر بمان …

من

می بینی؟

خوب نگاه کن…

این ویرانکده آثار باستانی نیست…

منم....


موضوع اصلی

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد . او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد .

مآمور مرزی میپرسید در کیسه چه داری ؟

او میگوید: شن...

مآمور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود یک شبانه روز او

را بازداشت میکند ولی پس از بازرسی فراوان واقعآ جز شن چیز دیگری

نمیابد بنابراین به او اجازه  عبور میدهد


هفته ی بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و

بقیه ماجرا.....

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد

دیگر در مرز دیده نمیشود!!!


یک روز آن مآمور در شهر اورا میبیند و پس از سلام و احوال پرسی به او


میگوید من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی

راستش را بگو چه چیزی از مرز رد میکردی ؟


قاچاقچی گفت : دوچرخه .....


بعضی وقت ها موضوعات فرعی مارا به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند




تو



تو برای من بسان قهوه می باشی 

تلخ

اما

آرام بخش..


چـادرِ مـن!


جـانبـازی اسـت بـرای خـودش ایـن چـادرِ مـن!

دربـرابـر تـرکش هـای نـگـاه مسـمـوم

تـکـه تـکـه مـی شـود!

امـا تسلیـم هـرگـز!

 


کوچه ی بنی هاشم


افسران - کوچه بنی هاشم