تشنه ی آقا
شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان رو ببینم؟
پیر مغان: شب یک غذای شور بخور. آب نخور و بخواب.
شاگرد دستور پیر رو اجرا کرد و برگشت.
شاگرد: استاد دائم خواب آب میدیدم!
خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم.
کنار لوله آبی در حال خوردن آب هستم!
در ساحل رودخانه ای مشغول….
گفت اینا رو خواب دیدم!
پیر مغان فرمود:
تشنه آب بودی خواب آب دیدی؛
تشنه امام زمان بشو تا خواب امام زمان ببینی!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ ساعت 21:56 توسط قاصدک
|
شاید آن روز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. باید اینطور نوشت: "چه شقایق باشد، چه گل پیچک و یاس، جای یک گل خالیست، تا نیاید مهدی زندگی زیبا نیست...